معرفی وبلاگ
نویسنده: پاکروان فر
صفحه ها
دسته
همسفران
دار القرآن
قران
قرآن

آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 34295
تعداد نوشته ها : 134
تعداد نظرات : 8
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

روانشناسي رنگ‌ها و تأثيرات روانشناختي رنگ بر خصوصيات شخصيتي و روحي افراد

 چكيده
امروزه رنگ و رنگ شناسي به عنوان يك علم در سطح جهان مطرح مي‌باشد. در عصر حاضر رنگ در علوم مختلف و از زواياي متفاوتي مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. جنبه‌هايي مانند فيزيك نور و رنگ، ساختار شيميايي رنگها، جامعه شناسي رنگ، سمبل شناسي رنگ، رنگ در هنرهاي تجسمي، مفاهيم و رويكردهاي نشانه‌شناسي، اسطوره شناسي و روحانيت رنگ‌ها، درمان و شفاي بيماران به وسيله‌ي رنگها يا منابع طبيعي رنگها، و نهايتاً جنبه‌هاي رواني و شخصيتي رنگها بر روي انسان. موضوع اين مقاله نيز روانشناسي رنگ و تأثيرات آنها بر روي انسانها مي‌‌باشد. اين جنبه‌ از رنگ كه در قرن بيستم بسيار مورد توجه دانشمندان، محققين علوم انساني، روانشناسان و ديگر فيلسوفان و حتي مردم عادي قرار گرفته است امروزه كاربردهاي بسياري نظير درمان بيماران، شناخت بيشتر روحيه‌ي مراجعين مشاوران، و حتي انتخاب بهتر افراد در هنگام استخدام آنها مي‌باشد.

در روانشناسي نوين، «رنگ» و «رنگها» يكي از معيارهاي سنجش شخصيت بشمار مي‌آيند. چرا كه هر يك از آنها تأثير خاص روحي و جسمي را در يك فرد باقي گذارده و رنگ نشانگر وضيعت رواني و جسمي وي مي‌باشد. اين موضوع با توجه به پيشرفت دو دانش فيزيولوژي و روانشناسي به اثبات رسيده است. آنچه مطالعات تاريخي نشان ميدهد انسان همواره در طول زندگي خود تحت تأثير رنگها بوده است و اين مسأله در صد سال اخير كه صنعت رنگ پيشرفت بسياري كرده است بيشتر نيز شده است. در اين مقاله در كنار ارائه‌ي ويژگيهاي عمده‌ي روانشناسي رنگهاي اصلي به مختصري از ويژگي شخصيتي افرادي كه اين رنگها را در آزمايش رنگ لوشر روانشناس برجسته در اولويت انتخاب خود قرار ميدهند نيز پرداخته شده است. مبناي كار در مورد انتخاب رنگها نيز آزمايش رنگ لوشر مي‌باشد، اين آزمايش بعد از آزمايش معروف روشاخ در زمينه‌ي شناخت شخصيت انسان از طريق لكه‌هاي رنگين جوهر جديدترين نظريه‌اي است كه در اين مورد ارائه گرديده است.

 

 

واقعيت فيزيولوژيك مغز همان چيزي است كه ايتن آنرا اثر رنگ مينامد.او مي‌افزايد عامل رنگ و اثر رنگ فقط در مورد چند مايگي‌هاي هماهنگ قابل انطباق هستند. در تمامي موارد ديگر عامليت رنگ تبديل به يك اثر جديد مي‌شود.
درباره يك اثر هنري مانند نقاشي يا يك عكس رنگي بايد گفت كه اهميت رواني رنگ معمولاً كمتر آشكار است زيرا عوامل بيشمار ديگري نظير موضوع، تعادل شكل يا فرم، تعادل ميان رنگ‌ها، ميزان تحصيل و تخصص تماشاگر و درك زيبايي‌شناسي او دست‌اندر كارند. يعني به طور كلي وقتي رنگ‌هاي متعدد براي خلق يك اثر بكار رفته‌اند، در اين صورت فقط داوري زيبايي شناسي است كه تمام اثر را ارزيابي كرده و بجاي اين كه واكنش رواني ما نسبت به رنگ‌هاي خاصي را بسنجد تعيين مي‌كند كه آيا ما آن اثر را دوست داريم يا نه.(لوشر،۱۳۷۲)
رنگ مهمترين و پر محتواترين بعد هنر است. از ديدگاه قرآن مجيد، رنگ و زينگيهاي رنگي («لون»ها) آن، نشانه‌هايي هستند از وجود ذات باري تعالي براي كساني كه نعمتها و آيتهاي خداوند را يادآور مي‌شوند و به آنها مي‌انديشند و اينگونه پديده‌ها را سرسري نميگيرند. اين افراد معمولا علما و متفكرانند: «وَ ما ذَرَألَكُم فِي الاَرضِ مُختَلِفاً اَلوانُهُ، اِنَّ في ذلِكَ لَايَهً لِقَومٍ يَذَكِّرُون»، و آنچه رنگارنگ در زمين براي شما آفريد، همانا در اين نشانه‌اي است براي گروهي كه (خداوند و نعمتهايش را) يادآور مي‌شوند (نحل، ۱۳). و همچنين مي‌فرمايد: و پروردگارت به زنبور عسل وحي نمود كه خانه‌هاي خود را در كوهها و درختان و داربستها برگزين؛ سپس از همه‌ي ميوه‌ها بخور ...، از شكمهاي آنها نوشابه‌ي رنگارنگي برون شود كه در آن درمان مردم است، همانا در اين نشانه‌اي براي گروهي كه مي‌انديشند (نحل، ۶۸-۶۹). در آيات ديگري، رنگارنگي آفرينشهاي الهي نشانه‌هايي براي كساني كه آگاهند، دانا و دانشمندند ياد آور شدن نعمتهاي الهي و انديشيدن، نخستين گامهاي آگاهي و دانش به چيزهاست. نيز رنگ در كلام خداوند مفهوم غير مادي دارد و شايان بحث فراوان است همانطور كه در سوره‌ي بقره آيه‌ي ۱۳۸ مي‌فرمايند «اين رنگ خداست و رنگ چه كسي از رنگ خدا بهتر است. ما پرستندگان او هستيم.» و در اينجا خداوند از «رنگ» (صبغه) به معني مطلق آن سخن مي‌فرمايد و نه از «لون» كه «زينگي رنگ» از يك رنگ خاص است. از طرف ديگر رنگ را وسيله‌ي وحدت برگزيده است. رنگ خدا چيست؟ خدايي شدن و حق را پرستش كردن، يعني ويژگيهاي خاصي را پذيرفتن كه همه را با تمام طينتهاي گوناگون و خلقهاي متفاوت در يك مجموعه‌ي همگن گرد مي‌آورد، همانند رنگي يكدست كه تمام بخشها و ذرات يك فضاي ناهمگن و بسيار متفاوت را يكي مي‌كند. خداوند اينجا «رنگ» را استعاره‌اي براي حكومت جهاني واحد اسلامي-الهي برگزيده است. بنابراين اثري كه در هماهنگي رنگي ساخته شود، اثري است گوياي توحيد و يگانگي.(آيت‌الهي،۱۳۸۴)

 

وقتي مردم از هاموني يا هماهنگي رنگ سخن ميگويند، آنان اثرات توام دو يا چد رنگ را ارزيابي مي‌كنند. مشاهدات و تجربيات روي تركيب ذهني رنگ نشان مي‌دهد كه قضاوت افراد روي همانگي و ناسازگاري متفاوت است. (ايتن،۱۳۷۳)
اين مساله متفاوت از مشاهده و قضاوت بر روي يك رنگ تنها ميباشد و به همين علت امكان دارد در مورد رنگهاي واحد، واكنش رواني ما بيشتر بروز كند؛ خصوصاً وقتي كه رنگها را از لحاظ ارتباط مستقيم آنها با نيازهاي رواني و روحي انتخاب كرده باشند، همان گونه كه در آزمايش لوشر انتخاب كرده‌اند. در اين مورد ترجيح دادن فلان رنگ و دوست نداشتن ديگري به معناي يك امر قطعي بوده و نشانگر يك وضعيت موجود ذهني، يك تعادل شديد و يا هردوي آنها مي‌باشد.
مشروح مقاله
پس از آزمايش معروف روشاخ در زمينه شناخت شخصيت انسان از طريق لكه‌هاي رنگين جوهر، آزمايش لوشر و دست‌آوردهاي سرشار از كاميابي آن به حدي بوده است كه اينك آزمايش مزبور علاوه بر استفاده در روانكاوي و روانشناسي، در سيستم‌هاي استخدامي نيز بكار گرفته مي‌شود.(لوشر،۱۳۷۲)
براي شناخت هر چه بهتر از تاثير رنگها بايد از ريشه آنها و چگونگي تاثير آنها بر بشر در طول اعصار و دوره‌هاي مختلف اطلاع پيدا كرد.
 به عنوان مثال در زندگي بشر اوليه عامل شب و روز و تاريكي و روشني از مسائل تعيين كننده زندگي او بوده است انسان ابتدايي ناچار بوده كه شب هنگام را به علت تاريكي به پناه گرفتن در مكاني امن و استراحت بپردازد و رنگ‌هاي مرتبط با اين هنگام كه عبارت از آبي متمايل به تيره‌ي آسمان شب و رنگهاي بنفش و كبود و غيره به همراه خود آرامش براي استراحت و بي‌حركتي و كاهش عمومي سوخت و ساز و فعاليت جسماني را داشته است. اين در حالي است كه رنگ‌هاي هنگام طلوع آفتاب كه نويد كاروكوشش براي تهيه‌ي آذوقه را به بشر مي‌داده ‌است داراي ويژگي‌هاي متفاوتي نسبت به رنگ‌هاي غروب و شب هنگام بوده‌اند. اين رنگ‌ها كه شامل زرد روشن و رنگ‌هاي گرم بوده است پر انرژي و منشاء ايجاد فعاليت و شور و هيجان در بشر بوده‌اند. اين رنگ‌‌ها نشانگر محيط‌هاي شب و روز مي‌باشند از اين رو عوامل كنترل كننده‌ي انسانند يعني بر انسان احاطه دارند و در كنترل بشر نيستند، به اين جهت به آنها رنگ‌هاي «غيرمستقل» [۱] اطلاق مي‌شود يعني رنگ‌هايي كه مستقلاً در طبيعت تنظيم مي‌شوند.
اما در مورد ساير فعاليت‌هاي بشر اوليه مي‌توان گفت كه اصولاً به دو نوع فعاليت تفكيك مي‌شوند كه يكي دفاع از خود در برابر حمله و ديگري به جهت پيروزي بر شكار يا دشمن خود بوده است. مراسم آييني پيروزي معمولاً با رنگ‌هاي گرم قرمز همراه بوده در حالي كه رنگ سبز در اين مراسم مظهر تدافع و دفاع از خود بوده است.
از آنجا كه اينگونه فعاليت‌ها اعم از حمله و دفاع حداقل در كنترل بشر بوده لذا اين عوامل و رنگ‌ها را «مستقل» [۲] يا «خود- تنظيم كننده» [۳] توصيف كرده‌اند.(لوشر،۱۳۷۲)
به طور كلي ميان مردمان قديم شيوه‌هايي وجود داشت كه از رنگ تنها بعنوان ارزش‌هاي سمبوليك استفاده مي‌نمودند، خواه براي مشخص كردن مراتب اجتماعي يا مذهبي و خواه به عنوان مفاهيم سمبوليك در بيان عقايد اساطيري يا مذهبي.(ايتن،۱۳۷۳)
كودكي كه به تازگي به دنيا آمده است توانايي خود را براي ديدن از طريق تفاوت ميان روشني و تاريكي آغاز مي‌كند، در مرحله‌ي بعد، حركت را تشخيص مي‌دهد، و پس از آن شكل و فرم را، و در آخرين مرحله رشد بينايي خود رنگ را مي‌شناسد.
استشمام بوي مطبوع وظيفه‌ي پوسته‌ي بيروني مغز است و بوهاي نامطبوع را جايي در ميان مغز انجام مي‌دهد اما وظيفه‌ي تشخيص رنگ‌ها به عهده‌ي هر دو مكان يعني پوسته‌ي بيروني و نقطه‌ي مركزي مغز است. دانشمندي به نام بكر [۴] در ۱۹۵۳ كشف كرد كه رشته‌هاي عصبي پرده‌ي شبكيه چشم با مغز مياني و هيپوفيز در ارتباط قرار دارد. فعل پيچيده‌ي تشخيص دادن رنگ ، هويت آن، تفاوت با يكديگر و نامگذاري و هر نوع بازتاب زيباشناسي آنها از وظايف پوسته‌ي مغز است و همه‌ي اين افعال ثمره‌ي رشد و آگاهي است و نه يك پاسخ غريزي و واكنشي.(لوشر،۱۳۷۲)
در يك مجموعه‌ي رنگي مخلوط ما نميتوانيم عناصر رنگي تركيب كننده را ببينيم. چشم همانند گوش با تجربه در موسيقي نيست كه بتواند در يك مخلوط صوتي هر يك از نواهاي صوتي را جدا سازد. رنگ از امواج نوراني حاصل ميشود و نوع خاصي از انرژي الكترو مغناطيسي مي‌باشد. ديدگاه انسان فقط قادر به مشاهده‌ي نورهايي با طول موج بين ۴۰ تا ۷۰۰ ميلي ميكرون است.(ايتن،۱۳۷۳)
ترجيح دادن رنگي به رنگ ديگر به موقعيت‌هاي زماني بستگي دارد. مثلا انتخاب رنگ براي لباس، دكور يا اسباب خانه، يا ماشين و ساير وسايل  به غير از جنبه‌ي رواني رنگ به مسائل ديگري از جمله زيبايي‌شناسي و غيره نيز بستگي دارد.
اما در آزمايش لوشر رنگ‌ها به طور مستقل و فارغ از پوششي براي اجسام به كار مي‌رند و هر رنگ بدون ارتباط با رنگ ديگر و در همان لحظه و تابع قضاوت رواني مي‌شود.
در آزمايش لوشر جمعا ًهفت كارت رنگي وجود دارد كه اين كارت‌ها حاوي ۷۳ رنگ هستند كه از ۲۵ رو و ۴۳ رنگ مختلف تشكيل شده‌اند. آزمايش مقدماتي اطلاعات زيادي را در مورد ضمير خودآگاه و ناخودآگاه ساختمان روحي شخص، ناحيه‌هايي كه زير فشار روحي قرار دارند، توازن و يا عدم توازن غدد و اطلاعات فيزيولوژي ارزشمندي را در اختيار پزشك يا روان پزشك قرار مي‌دهند. آزمايش كامل بين ۵ تا ۸ دقيقه به طول مي‌انجامد كه داراي سريعترين ركورد جهاني در تست‌هاي روانشناسي است. از ويژگي‌هاي اين آزمايش يادگيري ساده‌ي آن است البته تجزيه و تحليل آن و انجام آزمايش كامل نياز به اطلاعات روانشناسي درخور توجهي دارد.
چهار رنگ اصلي لوشر شامل رنگ‌هاي آبي، زرد، قرمز و سبز هستند كه داراي ارجحيت‌هاي رواني هستند. در آزمايش سريع رنگ لوشر، چهار رنگ فرعي هم به اين چهار رنگ اصلي اضافه شده‌اند كه عبارتند از : بنفش كه مخلوطي از قرمز و آبي است. قهوه‌اي كه مخلوطي از زرد، قرمز و سياه است. خاكستري كه هيچ رنگي ندارد و بنابراين دور از هر نوع نفوذ است و تندي آن به نحوي است كه اين رنگ را در ميان روشن و تاريك قرار مي‌دهد، به طوري كه عاري از هر گونه تأثير آنابوليك مي‌باشد و بالاخره رنگ سياه است كه در واقع نفي هر رنگ است.
نحوه‌ي اين آزمايش به گونه‌اي است كه شخص كارت‌هاي رنگي را بر اساس ترجيح وعلاقه‌ي خود انتخاب مي‌كند. با مشاهده‌ي طرز قرار گرفتن كارت‌ها، ما مي‌توانيم تعيين كنيم كه يك رنگ خاص نشانگر چه نوع كاركردي است زيرا تمايل ذهني نسبت به رنگ‌هاي مختلف، داراي درجات كم و زياد است.
ترتيب اين مناطق به اين صورت است كه در شروع رديف مناطق علاقه‌ها، اولين كارتي كه انتخاب مي‌شود بر اساس ترجيح و اولويت بسيار زياد صورت گرفته است. پس از آن منطقه‌اي قرار دارد كه اولويت آن چندان زياد نيست. سپس نوبت به منطقه‌اي مي‌رسد كه به عنوان منطقه‌ي «بي تفاوتي» بشمار مي‌آيد. در پي آن، آخرين منطقه قرار دارد كه حكايت از انزجار يا بي‌ميلي شخصي دارد.(لوشر،۱۳۷۲)


دسته ها : سرگرمي
X